<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>علیه وضعیت موجود</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 07 Dec 2008 08:00:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>لغو غیر قانونی مرخصی پایان حبس به دلیل فشارهای اداره اطلاعات استان مرکزی</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز یکشنبه مورخ 17 آذر، وثیقه گذار من برای رفع توقیف سند برای چهارمین بار به دفتر دادستان انقلاب اراک ( آقای اولیایی ) مراجعه کرده و همچنان در آزاد سازی وثیقه با کارشکنی و عدم پاسخگویی از طرف مسئولان دفتر دادستانی روبه رو شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دادستان انقلاب اراک رسما به وثیقه گذار بنده اعلام کرده است که «زندانی» فعالیت سیاسی خود را مجددا از سر گرفته و به این دلیل «مرخصی پایان حبس» او را «لغو» می کنم و شما موظف هستید «مجرم» را به ما تحویل دهید. همچنین اولیای تاکید کرده است که آزادی سند تنها با برگشتن مجدد عابد توانچه به زندان امکان پذیر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این درحالی است که تمام کارهای اداری آزادی بنده انجام شده است و پرونده 24470 اداره ی امور زندانهای استان مرکزی نمی تواند مجددا بنده را به همان اتهام و با همان حکم بپذیرد و دادستان انقلاب _ که به نظر می رسد شدیدا تحت فشار اداره کل اطلاعات استان مرکزی قرار دارد _ مجبور است که طریق غیر قانونی و یا از طریق پرونه سازی جدید و صدور حکم یا از طریق صدور قرار بازداشت موقت مجددا مرا روانه ی زندان کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لازم به ذکر است که مسئولین دادگاه انقلاب تهران نیز پرونده ی سال 85 بنده را فعال کرده اند و احضاریه ای مبنی بر شرکت در جلسه ی پایان بازپرسی در شعبه ی یکم ویژه امنیت به منزل پدری ارسال کرده اند که به دلیل تاریخ غیر عادی این احضاریه و جدا شدن بنده از خانواده ازتحویل گرفتن آن خودداری کرده اند. پایان بازپرسی در این مسئله موید تشکیل قریب الوقوع دادگاه پرونده ی سال 85 است که با توجه به شکایت اطلاعات سپاه و نهاد رهبری دانشگاه صنعتی امیر کبیر حکم این پرونده قابل پیش بینی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اخیرا در تماسهای تلفنی از طرف نهاد های قضایی و امنیتی با خد بنده و خانواه نسبت به آنچه که آنها «سپری شدن بهترین سالهای زندگی در زندان» نامیده اند هشدارهای جدی ای داده شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نظر من فعالیتهای اجتماعی و سیاسی حق بی چون چرای تک تک مردم این کشور به عنوان حکومت شوندگان است. به هیچ عنوان از حق اظهار عقیده و بیان صرف نظر نمی کنم و  حتی اگر تاوان آن «سپری شدن بهترین سالهای زندگی در زندان» و یا هر مشکل دیگری باشد آنرا لذت می پذیرم.گرچه  کم کم این عقیده در ذهن من در حال شکل گیریست که با سیستمی که جز  زور و زندان و شکنجه زبان دیگری را نمی فهمد باید به زبان دیگری سخن گفت.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 08:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>16 آذر _ زندان _ اعدام</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز روز تلخی بود. امروز 16 آذر و روز دانشجو بود. مناسبتی به یاد حادثه ای  که به نظر من سه جانباخته اش بیش از آنکه بر علیه استعمار خارجی قیام کرده باشند بر علیه استبداد داخلی سینه ستبر کرده بودند. امروز هم مانند بسیاری دیگر از مناسبتها توسط حکومت مصادره شد و با حرکت شاه کم تحرک صفحه ی شطرنج سیاست ایران مهره های مدعی و پر سر و صدای  جنبش دانشجویی ماست ها را کیسه کردند و مصلحت کار را در خفه خون گرفتن دانستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیشب با  اس.ام. اس یکی از بچه های چپ پلی تکنینک شال و کلاه کردم و سوار بر موتور سیکلت چرخی زدم تا آشنایی را بیابم که بتوانم برنامه ی voa  را ببینم. به هر حال خالی از لطف نبود که ببینم دست اندرکاران صدای آمریکا با کدام یک از طنازان خود به میدان می آیند و جنبش دانشجویی را از زبان چه کسی به مخاطبان خود معرفی خواهند کرد . برنامه ی بدی نبود و برای دقایقی مایه انبساط خاطر را فراهم کرد. مجری برنامه که از حداقلهای اطلاعات سیاسی بی بهره بود و کوچکترین شناختی از وضعیت جنبش دانشجویی نداشت با گافها و سوتیهای پیاپیش مدام پس از روزها خنده را بر لبانم می نشاند به جرئت ادعا می کنم که درک و شعور سیاسی اش حتی به پای مادر پیر من هم _ که به لطف بازداشتها و پرونده های من هر روز دغدغه های سیاسی اش و به تبع آن اطلاعات سیاسی اش در حال افزایش است _  نمی رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بگذریم. در voa شندیم که جنبش دانشجویی به دلیل «شرایط ویژه امسال» به جای برگزاری آکسیون و یا تجمعات اعتراضی و بزرگداشت روز دانشجو دست به « ابتکارات جدیدی » خواهد زد. امروز نیم نگاهی به اخبار داشتم تا ببینم این فیلی که قرار بود هوا شود در آسمان کدام دانشگاه مشاهده می شود که همانطور که از قبل حدس زده بودم این « ابتکار جدید » لفظی بود برای ماست مالی کردن این واقعیت که « خایه ما را کشیدند صبر می کنیم تا با گذشتن 16 آذر امام زمان فرجی در کار گره خورده ی ما کند.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این هم بگذریم که شاید این حرفها برای نگفتن به که برای گفتن!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; طی مدت حبس کوتاه خود در زندان مرکزی اراک و آوارگیهای گاه و بیگاه در بندهای مختلف این زندان تلاشهای بسیاری کردم تا ضمن تغییر دید زندانیان به «مسائل سیاسی» و «زندانی سیاسی» با نشان دادن سبک جدید از برخورد با مسئولین زندان به زندانیان حداقل گوشه ای کوچک از حق و حقوق _ نه قانونی که _ انسانی زندانیان را به آنها معرفی کنم. اینگونه شد که «جوانی که به voa زنگ زده بوده و گفته بود خانم گوگوش بیا و مارا نجات بده!!!» در کوتاه زمانی تبدیل شد به « سیاسی یک دنده ای» که دست به کارهایی زد که « شاخدارهای زندان» آنرا در خواب خود  هم نمی دیدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کتابهای گرد گرفته ی کتابخانه زندان را از قفسه ها بیرون کشیدم و در بندها پحش کردم. ممنوعه های ورق ورق از زیر تختها بیرون آمد و در حد توان به زندانیان معمولی فهمانده شد در مملکتشان چه می گذرد و  مجرم واقعی کیست و قربانی چرا در زندان است. حلقه ی مطالعاتی ای تشکیل شد و به دلیل علاقه به تاریخ در نزد اکثریت جمع، کتاب « ایران بین دو انقلاب » را بازخوانی کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ادبیات جدیدی را در نامه نگاریهای اداری زندانیان جایگزین ادبیات چاکرمنشانه ی قبلی کردیم و پای نامه های گزنده و نیش دار را به دفتر مدیران و  مسئولین زندان و قوه قضائیه باز کردیم. سرسختانه جلوی زورگوئیها و رفتارهای خشونت بار زندان بانان ایستادیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مدت کوتاه زندان چیزهای زیادی از زندانیان و زندان آموختم و به محض آزادی از زندان سریعا حوادث به وقوع پیوسته و اقدامات انجام گرفته را مکتوب کردم و به امانت به دست دوستان سپردم تا شرح این تجربه در جای امنی باشد تا روزی که به مراجعه به آن نیاز پیدا کنم. مطالبی که در ذیل خواهد آمد خلاصه ای است از بخش مفصلی از این تجربیات مکتوب شده با عنوان:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=7 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; COLOR: red; FONT-SIZE: 72pt&quot; lang=FA&gt;اعدام&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; COLOR: red; FONT-SIZE: 72pt&quot; lang=FA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; COLOR: red; FONT-SIZE: 72pt&quot; lang=FA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به جز عده ی کمی از محکومین به اعدام که در بند پنج ( بند سالمندان ) نگهداری می شوند زندانیان محکوم به اعدام در بند 2 زندان مرکزی اراک نگهداری می شوند. بندی که با دوربینهای مدار بسته به صورت مدام زیر نظر قرار دارد و به دلیل قرار گرفتن افسر نگهبانی بند جوانان روبه روی درب این بند به صورت انسانی نیز توسط زندانبانان و نیروهای یگان حفاظت زندان کنترل می شود. درب این بند در اکثر مواقع قفل بوده و از ورود و خروج زندانیان متفرقه به این بند به شدت جلوگیری می شود. اکثریت قریب به اتفاق محکومین به اعدام در این بند به دلیل فشار ناشی از قرار گرفتن در زیر حکم اعدام به استفاده از مواد مخدر پناه برده اند و  تقریبا نیمی از مواد مخدری که از طرق گوناگون وارد زندان می شود در این بند مصرف می شود. محکومین به اعدام با بیدار ماندن در طول شب و استعمال مواد مخدر بدن خود را عادت می دهند که در طول مدت ساعت اداری خواب باشند و  ساعاتی را که هر کدام می تواند ساعت مرگ آنان باشد را حس نکنند. به محض تمام شدن ساعت اداری ( معمولا محکومین به اعدام از ساعت 7 تا 13 برای اجرای حکم به سلولهای انفرادی برده می شوند. ) زندگی در این بند جریان می یابد تا باز هم شکنجه ی روحی روز بعد فرا برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زندانی محکوم به اعدامی که حکم اجرای اعدام وی به صورت محرمانه از قوه قضائیه به ریاست زندان ارسال می شود به بهانه های مختلفی همچون ملاقات کابین، ملاقات حضوری، ملاقات شرعی، نامه ی عفو، ملاقات با ریاست زندان و ... از اتاق فرمان زندان پیج می شوند و بعد از خروج محکوم به اعدام از درب بند 2  توسط چندین مامور یگان حفاظت به همراه زندانبانان در« زیر کلید »، « افسر نگهبانی »، « راهروهای تنگ منتهی به کابین ملاقات» و یا « اتاق ریاست» محاصره می شود و در اتاق بازرسی به جایگاه مخصوصی « دست بند و پا بند » می شود تا در سحر گاه روز بعد ( از ساعت 4 تا 5 صبح ) در محوطه ی واحد فرهنگی زندان توسط جر اثقال به دار آویخته شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در صورتی که محکوم به اعدام در لحظه ی مواجه شدن با حکم و یا در مرحله دست بند و پا بند شدن مقاومت نشان دهد یا دچار حمله ی عصبی شود سریعا توسط گاز اشک آور و باتوم برقی از پا در می آید و به سلول انفرادی انتقال داده می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از انتقال زندانی به پشت کلید سریعا دربهای شماره 2و 3 کریدور اصلی بسته می شوند و پاس کلید به پشت درب 3 منتقل می شود. از این لحظه هیچ یک از زندانیان مجوز ورود به فضای افسر نگهبانی و بازرسی را ندارد و  توسط وکلای بند ها ( زندانی ای که در نقش کمک زندانبان عمل می کند ) دو عدد پتو از وسایل زندانی خارج شده و به عنوان زیر انداز و رو انداز شب به زندانی محکوم به اعدام تحویل می شود. در این ساعات هیچگونه وسیله ای در اختیار زندانی قرار نمی گیرد و حتی غذای زندانی نیز به دقت توسط افسر بازرسی تفتیش می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شب قبل از اجرای حکم معاون، مسئول حفاظت، مسئول یگان حفاظت و رئیس زندان در زندان مستقر می شوند تا به وضعیت زندان نظارت کامل داشته باشند. در  صبح روزی هم  که مراسم اعدام به اجرا در می آید بیدار باش و ورزش صبح گاهی اجباری لغو می گردد و تا ساعات 9 الی 10 صبح بلندگوهای اتاق فرمان روشن نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شکنجه ای که زندانی از لحظه ی دست بند و پا بند شدن تا لحظه ی اعدام خود تحمل می کند چنان درهم کوبنده و سنگین است که حتی بنده به شخصه وقتی با سماجت و پافشاری توانستم ساعتی را در شب در کنار یکی از دوستان اعدامی خود بگذرانم تا چند روز دچار حمله های عصبی شدید می شدم و مجبور به استفاده از داروهای مسکن قوی برای آرام نگه داشتن خود شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; لیست زیر اسمامی زیر حکم اعدام در واحد یک زندان مرکزی اراک می باشد و لازم به ذکر است در واحد چهار زندان مرکزی اراک ( واحد مربوط به جرایم مواد مخدر سنگین ) تعداد بسیار زیادی از زندانیان زیر حکم اعدام قرار دارند که متاسفانه موفق به دسترسی به این واحد نشدم. نکته ی تاسف انگیز این است که تعداد زندانیان واحد چهار حتی از زندانیان زیر حکم در بند 2 (بند نگهداری محکومین به اعدام جرایم عمد) نیز بیشتر است. متاسفانه موفق باید تاکید کنم موفق به دسترسی به اطلاعات محکومین به اعدام « بند نسوان » زندان مرکزی اراک نیز نشدم. در لیست ذیل اسامی محکومین به اعدام در « بند جوانان »  و جود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اسامی محکوم به اعدام واحد یک زندان مرکزی اراک:&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجتبی منصوری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  عبدالله هاشمی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   ولی نوری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مجتبی داوودی نیا         &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمد قلسمی           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجتبی عبدلی             &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسلم محمد علی پور     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مهدی امیری       فزند ایوب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مهدی امیری       فرزند ابراهیم    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مجید کلا                      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; محمد رستمی                   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بهزاد عزیزی                 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; برات چزانی                &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسعود مولایی            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علی مولایی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« ؟؟؟ » مولایی (نام کوچک ناخواناست)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجید اکبری           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علی اکبری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هاشم حسنی      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ولی غلامی                           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سید حکیم حسینی                &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علی علی همتی     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سعید داوود آبادی         &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمد قاسمی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رضا وکیلی           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سیاووش محمدی             &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حجت داوودی        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; علی فرق آزادی     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بوستان حسینی   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; محمود جعفری      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; یعقوب ملک محمدی    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مسعوود داوری     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حسین رفیعی    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حمید آقا زیارتی   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; قلی لطیف نژاد    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; گل احمد موسوی   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سعید فاتح      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بهرام خدابنده لو           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; محمد بیرانوند          &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سید مهدی حسینی        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بهزاد عبدالحمیدی          &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علی گلمحمدی          &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علی محمدی       &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسعودد کارچانی     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصطفی عنقانی       &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; خانعلی «؟؟؟»   &lt;FONT size=1&gt;       (نام فامیل ناخوانا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; محمد رمزی                 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غلام سرور تاجیک               &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غلام نبی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ابراهیم عرب گل            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مسعود شاهمرادی           &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; صدرا... دارابی               &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; جعفر نظام قدیری            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حسین کاظمی  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ***************&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;B&gt;&lt;I&gt;اسامی زندانیان محکوم به اعدام در بند جوانان:&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سعید شجرات            &lt;FONT size=1&gt;در مرز 18 سال و  با رسیدن به سن 18 سالگی به زودی به اتهام قتل یک بسیجی حکم اجرا خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سعید سیف اللهی     در مرز 18 سال&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; نبی الله قاسمی        &lt;FONT size=1&gt;در بند جوانان و به دلیل گذستن چند سال اکنون در بند بزرگسالان نگهداری می شود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مسلم مردالو             &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; محسن شعبانی        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; فرزاد طاهری            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حسن حسینی   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; *******************&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* در دوران حبس بنده در واحد یک زندان اراک حکم  اعدام حسین کاظمی، جعفر نظام قدیری و  بهرام خدابنده ( و فرد دیگری که موفق به شناسایی هویتش نشدیم ) با طناب دار به اجرا در آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* نام پدر، نام شاکی، محل وقوع جرم و نوع جرم تک تک افراد این لیست موجود می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* این لیست مربوط به زندانیان محکوم به اعدام در واحد یک و دو زندان اراک می باشد و اسامی واحد های سه و چهار زندان مرکزی اراک در آن موجود نمی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; * در روزهای پایانی دوران زندان متوجه شدم که 13 الی 18 نفر محکوم به اعدام از زندان ساوه به بند 2 منتقل شده اند که موفق به دستیابی به اسامی آنها نشدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; *همچنان یا صراحت تاکید می کنم که اعدام یک قتل حکومتیست. انسانها تنها یکبار فرصت زندگی کردن را بدست می آورند و  احدی حق ستاندن این حق را از آنان ندارد. دولتهایی که انسانی را به جرم قتل انسان دیگر اعدام  می کنند خود مرتکب همان عملی می شوند که به بهانه ی آن حکم  اعدام را به اجرا در آورده اند و با این منطق اجرا کننده ی حکم اعدام خود محکوم به اعدام است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عقیده ی من زندانیان دو دسته اند: بی گناه و قربانی و اگر به دنبال مجرمی هستیم باید کسانی را به پای میز محاکمه کشید که خالق یا تثبیت کننده ی شرایطی هستند که زندانی را به واکنش واداشته است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 19:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک به مناسبت 16 آذر</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شورش، سرکوب، شورش؛ این چکیده تاریخ جنبش دانشجویی ایران است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شورش، سرکوب، شورش؛ این چکیده تاریخ جنبش دانشجویی ایران است و 16 آذر 32 فرازی جاودان در این تاریخ . اینک روز دانشجو در شرایطی از راه می رسد که سرکوب به واقعیتی انکارناپذیر در زندگی هر روزه دانشجویان ایران بدل گشته است . اجرای طرح بومی گزینی، سهمیه بندی جنسیتی، تحمیل پوشش اجباری، تفکیک جنسیتی، توقیف و جعل نشریات دانشجویی، محرومیت از تحصیل و امکانات رفاهی، اخراج، زندان، ... ؛ ارتجاع حاکم، دانشگاه ارتجاعی می خواهد و در این راه از هر ابزاری بهره می گیرد . دانشجو باید رام شود. مردم باید مطیع و سرسپرده باشند. زنان باید از پیگیری خواسته­ های خود، خواست انسان بودن، خواست برابر بودن بازداشته شوند. کارگران باید مطیع کارفرمایان باشند؛ به گرسنگی خود معترض نباشند، حتی اگر از گرسنگی در شرف مرگ باشند. ارتجاع، بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی را بهترین می داند. در بهترین شرایط اقتصادی و اجتماعی! در آزادترین کشور دنیا! از هیچ کس، هیچ صدای اعتراضی نباید شنیده شود. دانشگاه باید سرکوب شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما هنوز از دانشگاه فریاد &quot;مرگ بر دیکتاتور&quot; شنیده می شود ­. ­دانشجو اعتراض می کند، عصیان می کند، علیه وضعیت موجود می شورد . جنبش دانشجویی رادیکال؛ این تنها نتیجه سرکوب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; دانشجوی امروز راه چاره را در حمایت از اصلاح طلبان حکومتی و تغییر در چارچوب قانون اساسی نمی بیند. دلبسته آمریکا و چشم به راه سربازان آمریکایی هم نیست تا دموکراسی! و آزادی! را برای او به ارمغان آورند. امروز دانشجویان مبارزات خود را، فراتر از حصار دانشگاه، در پیوند با مبارزات زنان، معلمان و کارگران تعریف می کنند و تنها راه رهایی را اتحاد جنبش دانشجویی، زنان و دیگر جنبش های اجتماعی با مبارزات راستین طبقه کارگر می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ما، دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک، به عنوان بخشی از جبهه گسترده چپ دانشجویی، سازماندهی مبارزات دانشجویان در قالب تشکل های مستقل را در راه پیشبرد اهداف رادیکال جنبش دانشجویی یک ضرورت می دانیم. تشکل مستقل دانشجویی، در قدم اول با درپیش­ گرفتن مواضع اصولی و مشخص برای تحقق خواسته های دانشجویان در دانشگاه می کوشد و مسائل و مشکلات دانشگاه را جدا از مسائل جامعه نمی بیند و در گامی فراتر، در پیوند با سایر جنبش های اجتماعی به حل ریشه ای معضلات اجتماعی و تغییر شرایط موجود می اندیشد. چنین تشکلی با اتکا به بدنه دانشجویی و به دور از هرگونه فرصت طلبی و وابستگی به احزاب و جریانات داخل و خارج کشور، با هوشیاری و درک درست و فهم دقیق شرایط عینی ، پیش برنده مطالبات رادیکال جنبش دانشجویی خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ما ، دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک ، اعلام می کنیم در راه تحقق خواست­های انسانی مان مصمم ­تر از همیشه همگام با دیگر دانشجویان آگاه و مبارز گام برمی داریم و سرکوب بی­ امان ارتجاع حاکم تنها عزم و اراده ما را در پیگیری راهمان جزم تر کرده و بر هوشیاری مان می افزاید. بی شک­­ پیروزی ما و سرنگونی ارتجاع انجام گریزناپذیر این مبارزه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;زنده باد آزادی و برابری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 06:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحصن در پلي تكنيك ادامه دارد</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://img.villagephotos.com/p/2008-3/1303400/poly_technic.JPG&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.villagephotos.com/p/2008-3/1303400/poly_technic.JPG&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشجويان پلی تکنيک در ادامه اعتراضات ديروز خود به بی کفايتی مدير امور دانشجويی دانشگاه، و حادثه آسانسور خوابگاه نجات اللهی که منجر به مصدوميت شديد سعيد عربلو ، دانشجوی دانشکده برق اين دانشگاه شد، امروز دوشنبه 11 آذر نيز از ساعت 11 در صحن مرکزی دانشگاه تجمع خود را ادامه دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در ابتدای اين تجمع بيانيه اي که شورای متحصنين نوشته و خواسته های خود را در آن اعلام کرده بودند خوانده شد. تجمع امروز با اعتصاب غذای گسترده ی دانشجويان همراه شد. پس از ساعتی که تمامی دانشجويان گرد هم آمدند، که تعدادشان به بيش از 700 نفر می رسيد، متحصنين با سر دادن شعار هايی مانند &quot; ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم &quot; و &quot; فراهانی فراهانی اين آخرين پيامه، جنبش دانشجويی آماده ی قيامه &quot; به سمت درب حافظ و ساختمان مديريت دانشجويی و فرهنگی حرکت کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شورای متحصنين دانشگاه در بيانيه خود، با اشاره به تجمع ديروز در ساختمان معاونت دانشجويی و اهميت ندادن مسئولين به خواسته ی دانشجويان (استعفای مدير منفور امور دانشجويی، فراهانی) و نيز عدم مسئوليت پذيری دکتر آرزو معاون دانشجويی دانشگاه، بر تحصن نامحدود خود تا حصول خواسته ها تأکيد کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با رسيدن تجمع به نزديکی درب حافظ تعداد زيادی از نيروهای انتظامی و امنيتی در خيابان حافظ مستقر شدند. متحصنين ساعت 4 پس از صحبت با برخی ديگر از مسئولين دانشگاه اولتيماتومی 2 روزه به دکتر رهايی، رئيس دانشگاه، جهت برکناری فراهانی دادند كه &lt;B&gt;در صورت عدم بركناري فراهاني اين مسأله را به 16 آذر متصل خواهند کرد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنين ديشب پس از متفرق شدن دانشجويان، فراهانی همراه با دکتر آرزو به خوابگاه نجات اللهی رفته و جلسه اي با حضور هم خوابگاهی های سعيد عربلو ترتيب داده و در آن جلسه مقصر حادثه را &quot; وحيد عابدينی &quot; ، شخصی که درب آسانسور را باز کرده بوده، معرفی کردند، که دانشجويان پس از بحث و جدل، همگی سالن را به نشانه اعتراض ترک کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://socialist-students.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=3 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;وبلاگ رسمی دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 11:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان کوتاه</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر دفعه: اطلاعات، خونه، تماس، برانکارد، بی تفاوتی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این دفعه: دادستان انقلاب، خونه، تماس، برانکارد، بی تفاوتی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پی نوشت:&lt;FONT size=5&gt; &lt;A href=&quot;http://www.binambineshan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;+&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://binambineshan.blogfa.com/post-61.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;مرگ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Nov 2008 19:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سقوط یک دانشجو از آسانسور  خوابگاه و تجمع  هشت ساعته ی دانشجویان</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; جمعه شب حادثه ای دلخراش در خوابگاه نجات اللهی دانشگاه پلی تکنیک رخ داد. در این حادثه سعید عربلو دانشجوی ورودی 84 رشته برق از آسانسور خوابگاه سقوط کرد و به شدت صدمه دید و در حال حاضر وضعیت جسمی وی بسیار وخیم و احتمال قطع پای او بسیار زیاد است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://socialist-students.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اخبار مربوط به دانشجویان پلی تکنینک را اینجا بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://socialist-students.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://socialist-students.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3333 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;گزارش تصویری از اعتراض دانشجویان پلی تکنینک&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Nov 2008 17:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چکیده</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نوشته فارغ از چهار چوبها و کلیشه های موجود و صرفا جهت عنوان پاره ای از مسائل که به نظر نویسنده در شرایط فعلی بیان آنها ضروری به نظر می رسد نگاشته می شود. مشخصا احتمال زیادی دارد که این افکار در جمعهای کوچک و یا خصوصی بیان شده باشند و مسلما مطالب این نوشته در میان افکندن طرح یا مسئله ای جدید و تازه در باب شرایط فعلی جنبش چپ دانشجویی نمی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; شاید به همین دلیل است که بدون در نظر گرفتن طرحی مشخص و چهارچوبی معین و بی نیاز به توجه به نفرین این و آفرین آن این سطور تا جایی به جلو برده می شود که از نظر نویسنده مطلب با فعالین چپ دانشجویی در میان گذاشته باشد. این علت خود سبب می شود که مخاطب این یادداشت فعالین چپ دانشجویی باشند و انتشار آن بدین صورت تنها به این دلیل است که در حال حاضر امکان تماس و ارتباط  رو در رو با همه ی فعالین چپ دانشجویی فراهم نیست و منطقا نیز این ارتباط مستقیم در شرایط کنونی مورد پسند و قبول نویسنده نیست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 19:57:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجمع دانشجویان ورودی جدید پلی تکنیک</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;  &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;خبرهای مربوط به اعتراضات دانشجویی پلی تکنیک را اینجا بخوانید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3333 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://socialist-students.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 14:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شورش: نشریه دانشجویی پلی تکنینک تهران</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;نشریه دانشجویی &lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;شورش&lt;/FONT&gt; را از اینجا دانلود کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 312px; HEIGHT: 374px&quot; height=442 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.villagephotos.com/p/2008-3/1303400/shoresh_poly.jpg&quot; width=312 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://politecnik.persiangig.ir/document/shuresh.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;کلیک کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/kanoon%20zendanian%20siassi%20monatsher%20shod.%20Link:%20http://www.kanoon-zendanian.org/PDFs/shuresh-Polytecnic.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لینک دوم برای دانلود نشریه شورش&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://politecnik.persiangig.ir/document/shuresh_5.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;لینک دانلود نشریه شورش مناسب برای چاپ روی کاغذ&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/kanoon%20zendanian%20siassi%20monatsher%20shod.%20Link:%20http://www.kanoon-zendanian.org/PDFs/shuresh-Polytecnic.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://www.socialist-students.blogspot.com/&quot;&gt;www.Socialist-students.blogspot.com&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;mailto:Shooresh.mag@gmail.com&quot;&gt;Shooresh.mag@gmail.com&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 09:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرئی میشه عجله نکن.</title>
<link>http://takravi3.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مهمانی شیطان پیتزا بخور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بالماسکه ی مقاومت نقاب عشق بر صورت بزن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو آخر خطی مترسک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامی که شراره های آتش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از چشمان شیشه ای شیطان زبانه کشید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اتاق تنگ خلسه برای تو کوره ای شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که وجود سست و بی ریشه ات را ذوب کرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بخار تعفن را از هواکش تنهایی به بیرون فرستاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامی که جام تردید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با نوازش و فریادی جلا می خورد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و با خورده نانی دهن خورده پر می شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه باکی ست که سبیل کلفت پشت لب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کراوات آبی راه راهی شود گره شده بر حلقوم نیمه وحشی تو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و چشمانت  ژرفای عصیان را به پلیدی تن آسایی بفروشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اکنون تو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در میانه ی هم آغوشی تعصب و الکل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیاد آر نفرین گل زخم پاکباختگانی را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که سرگذشتشان را کینه توزانه لجن مال می کنی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستی ماشین سبزی فروشی همین حالا توی کوچه است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلندگوی دستی و فریاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                               فریاد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                       فریاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تابلوها را بالا ببرید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سبزی آشی سه کیلو صد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجا کسی نیست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       کسی نیست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس بادبان حماقت را دوباره بکشید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیش به سوی حذف همیشه از تاریخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجا سنگ تراشان حریصانه سنگ قبر سکوت را می تراشند  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید دو راهی برگشت ناپذیر ما همینجا باشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس مردم اینور، دسته اونور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فکر نکن نمی دونم رسته رفت و تا دسته برگشت!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بابا بزرگ بخند پسرت بزرگ شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به دشمنش لب داده و حالا طلبکار شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه مرد که میتونست یه مبارز بشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه زن که حالا فقط می تونه مادر بشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجاست که قافیه و  وزن پاگیر میشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید فریاد کشید داره عقده میشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنام خون و مرگ و احساس زندگی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنام حقی که پامال شده توی تاریخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنام اون حقیقتی که با سکوت عوض نشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنام جوونه ای که موند و لجن مال نشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میگم تا بشکنه و شکسته نشه اعتقادم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میگم تا خزون نشه و نمیره این جنگل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 17:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=takravi3&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>takravi3</dc:creator>
<guid>http://takravi3.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
